ملا شيخعلى گيلانى

82

تاريخ مازندران ( فارسى )

در آمل فرستاد . محمد بن شهريار - ملك رستمدار - به فايز توسل جست . بعضى گويند لقب او « الثائر باللّه » است . و فايز را طلب داشته . سيد با سپاه وافر به دو پيوست . شهريار با سيد بيعت كرده ، به اتفاق در آمل رفتند و مقابلت نموده ، شكست بر مخالفان افتاد . ابن عميد در رى و ملك الجبال به هزار جريب رفت و سيد در اندرون شهر نشست . محمد بن شهريار به خرمه‌رز كه بالاى آمل است ، ساكن شد . بعد از اندك وقتى ميان فايز و محمد بن شهريار نقار واقع شده ، سيد به گيلان رجعت كرد و در ميان سياه كله‌رود مقيم گشت بقاع خير بساخت و خود در بقعه‌اى از آن ميانديه مدفون گشت . بعد از وى زمرهء سادات تا زمان سيد اقوام الدين مير بزرگى ، كسى در مازندران و طبرستان خروج نكرد . محمد بن شهريار پس از مراجعت فايز استقلال يافته ، تا آخر عمر بر آن حال بود و فوت شد . اسپهبد حسام الدوله زرينكمر بن فرامرز بن شهريار بن جمشيد ، پس از عمر سى و پنج سال وفات يافت . سيف الدوله تاجور « 1 » بن زرينكمر ملك بيست و هفت سال . حسام الدوله اردشير بن سيف الدوله ملك بيست و پنج سال . فخر الدوله نام‌آور بن نصير الدوله بن سيف الدوله پس از عمر سى و دو سال فوت شد . عز الدوله هزارسپ بن فخر الدوله چهل سال . شهرنوش بن هزارسپ ، عاقل ، عادل ، عالى همت بوده و خواهر شاه غازى رستم باوندى در حباله‌اش بود ملك سيزده سال . استندار كيكاوس بن هزارسپ بعد از برادر ملك شده ، ميان او و شاه غازى رستم مخالفت واقع شد . وى جستان نام پسر خود را ولىعهد ساخته بود . اما هم در زمان پدر ، جستان فوت شد . از او يك‌ساله پسر ، زرينكمر نامى مانده . كيكاوس پس از سى و هفت سال ملك در سنه ستين و خمسمائه فوت

--> ( 1 ) - سيف الدوله باحرب . تاريخ طبرستان و رويان و مازندران سيد ظهير الدين ص 102 و 104 و 138 .